چهارشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۴

یک دیدگاه : ارزش گذاری تاریخی


دوست عزیزی که خود چندین سال میهمان آقایان بوده و مسائل زندان را کاملا لمس نموده پس از خواندن مطالب این مجموعه نقطه نظراتی را مطرح نموده که بخشی از آن را در این قسمت میخوانید

-------------------------------------------------------------------------------------------
اسطوره ي قهرمان در شكل سنتي آن پاسخگوي دوران ما نبود. ما به نگرش تازه اي از قهرمان نياز داشتيم. همه ي فاجعه ي بوقوع پيوسته در مصاحبه ها و شوهاي تلويزيوني كه روح بسياري از مبارزان را در هم شكست نيز به همين بر مي گشت. البته هنوز هم برخي همه ي تلاششان را بكار گرفته اند كه اين اسطوره را نجات دهند و ده ها هزار انسان درهم شكسته اي كه همگي با آرزوي قهرمان شدن اسطوره اي اولين كابل ها را تحمل كردند و همانگونه كه توضيح دادي با آگاهي از عدم تحمل شرايط طاقت فرساي موجود، راه هاي ديگر را برگزيدند، خدشه به اسطوره ي مورد پذيرششان نمي دانند. از نظر آن ها آنچه حاوي ارزش و نشان يك مبارز است قهرماني در شكنجه گاه هاي دوزخي اي است كه باز هم چهره هاي كم شمار اما شگفت انگيزي را به ثبت رسانده است

من هميشه فكر كردم بايد اين قهرماني را در جمع مورد تاكيد قرار داد. تجربه نشان داد كه عليرغم آن عمق فاجعه، هيچكدام از جريانات در چرخ گوشت له شده ي سياسي ما، نابود نشدند و اين قهرماني جمعي است كه حتي در ضعيف ترين حلق هايش نيز موفق بوده است – بدين معني كه افراد بسياري از هركدامشان شكستند و اجتماعشان نشكست. اگر چه تو مي داني ما امروز با بسياري از آن ها اساسا موافق نيستيم. اگر به فرد برگرديم، به ناچار با آمار و آن زنگوله ي معروف منحني نرمال پراكندگي مصادف خواهيم بود و هيچ اكسير بكار رفته اي همه ي مبارزينش را اسطوره نمي كند. هرچند شخصيت هاي اسطوره اي ارزش هايي را در همه ي انسان ها مي آفرينند. تا آنجا كه من ديدم شخصيت هاي اسطوره اي ما هم همگي انسان هايي بودند با ضعف هاي مشخص و تصويرهاي نشريه اي آن ها اغراق آميز بوده است

من تلاش كردم اين شخصيت را امروزي تر تصوير كنم و به همين دليل دغده ي خود را در شعري بازتاب دادم

قهرمان

سنگ نيست
كه از او بتي بتراشيم
او نيز انسان است
پوست و خون و استخوان
با باور هايي كه شايد برخي نپسندند
يافته هايي كه هنوز
يافته ي ديگران نيست
و خطرها و خطاهايي
كه او را متمايز مي سازد
سنگ نيست
كه بر گور دردهايمان بگذاريم
او نيز انسان است
شور و شعور و تلاش

تو نظر مرا مي داني و ما قبلا بحثي در اين زمينه داشتيم .من معتقدم آنچه ما در "وحله نخست" در تحليل گذشته بدان نياز داريم، آسيب شناسي سياسي نيست، بلكه ارزش گذاري تاريخي ست. در ميان همه آن فجايعي كه نام مي بريم و من هم به نوبه خود بخش هاي بسيار كوچكتري از آن را شاهد بوده ام، زندگي جريان داشت. ارزش هايي ساخته شد. حماسه هايي رقم خورد. شخصيت هايي پرورش يافت كه امروز كشور ما را مي سازند و آفرينش هاي فرهنگي ، صنعتي، و اجتماعي ما را رقم مي زنند. شكست سياسي جنبش ها شكست اجتماعي آن ها نبود. زندانيان سياسي ديروز در مجموع چه جايگاهي در جامعه دارند؟
تواب ها هم سرنوشت مشابهي نداشته اند. و بسياري از آن ها در شرايط آزادي و پس از مدتي خود را پيدا كردند و كوشش نمودند زندگي اجتماعي مثبتي داشته باشند

۲ نظر:

ناشناس گفت...

patovi aslan shekanje nashode bod. o dar dastgiriye besiyari az afrade shabake-ye makhfi-ye hezbe Tode shakhsan hozor dashte va hameye etelaat ra dade. hata esme mosteare anha ra. hata shabe avale dastgiriye khodesh, ke bedonbal an ba pasdaran be khaneye makhfi, ke komite-markazi dar an bod, miravad kotak nakhord. mehdi-ye parovi kist?

ناشناس گفت...

azaye mar ka zeyat me da nes tand ke o dastgir shode, che ra o ra az rahbari ye tashkilat bar na dashtand?