دوشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۴

چرا در باره زندان می نویسم ؟

من نیمی از دوران جمهوری اسلامی را در زندانهای این رژیم زندانی سیاسی بوده ام. در باب واژه "خاطرات " باید بگویم که این عنوان تا حدود زیادی واژه ای مستعمل و پیش و پا افتاده است که معنای مشخصی را نمی رساند . آنچه که من میخواهم تحت این عنوان بنویسم تاثرات و برداشتهای من درقالب یاد مانده هایم از این دوره از زندگیم می باشد.

از زمانی که حاج سیاح ماجراهایی را که در زندانهای دوران ناصرالدین شاه بسرش آمده بوده به تحریر در آورد بیش از یک قرن می گذرد . بازخوانی خاطرات زندان او در دوران ما بیشتر داستانی کمیک را به ذهن خواننده متبادر می کند . بعد از دوران رضا شاه دور جدیدی از خاطرات زندان منتشر گردید که بیشر شامل خاطرات گروه پنجاه و سه نفر نفر می شد که طی آنها بیشتر به ماجراهای بازجویی و شرایط زندان آن دوره پرداخته شده است و در این میان اثر بزرگ علوی جایگاه ویژه ای دارد. در دوران پس از انقلاب ادبیات زندان بخش مهمی از ادبیات سیاسی سالهای پنجاه و هفت و پنجاه و هشت را به خود اختصاص داد و بسیاری از زندانیان سیاسی دوران شاه با رفع موقت فضای خفقان و سانسور به انتشار خاطرات خود پرداختند . در دوران جمهوری اسلامی نیز خاطرات زندانیان سیاسی این رژیم جایگاه مهم خود را در ادبیات سیاسی اپوزیسیون حفظ نمود وعمده این خاطرات عمدتا در خارج از کشور منتشر گردیده و گاه بصورت غیر مجاز در داخل نیز توزیع میشود. در سالهای اخیر برخی از کتابهای مربوط به خاطرات زندان در دوان جمهوری اسلامی نیز اجازه انتشار یافته اند که بعدا جمع آوری شده اند.

مرور مراجع فوق نشان میدهد که وضعیت زندانیان سیاسی در دوره های مختلف علیرغم شدت و ضعف از نظرشکلی کمابیش مشابه همدیگر بوده اند و البته دوره جمهوری اسلامی از نظر شدت وعمق ماجرا از سایر دوره ها بشدت متمایز است.

در همه این دوره ها زندانی سیاسی مدتی را ( از چند ساعت تا چند سال) در سلول انفرادی سپری می کند ، کتک می خورد و شکنجه میشود ( از یک سیلی یا تهدید ساده تا کشته شدن زیر ضربات شلاق و سایر انواع شکنجه ) ، غیر عادلانه محاکمه میشود (از محرومیت از داشتن وکیل و عدم امکان دفاع ساده تا محاکمه صحرایی و اعدام خیابانی ) ، در زندان شرایط مختلفی را از سر میگذراند و به روشهای مختلف در برابر فشار مقاومت می کند ، بخشی از زندانیان ناگزیر از تسلیم میشودند اظهار ندامت می کنند و تواب می شوند ( به درجات و اشکال مختلف ، از یک اظهار ندامت ساده شفاهی یا کتبی تایک خبر چینی ساده و تا بازجوو زندانبان شدن و شکنجه کردن همرزمان سابق و حتی شرکت در اعدام آنها ) ، اعدام میشود وبا چوبه دار یا با گریه و تاثر و یا رشادت و لبخند فاتحانه روبرو میشود . در موارد نادری هم زندانیان مرده یا زنده بدل به اسطوره میشوند همانند : تقی ارانی ، خسرو روزبه ، مهدی رضایی ، صفرقهرمانی و ... و نهایتا اگر جان سالم بدر ببرند مدتی کم یا زیاد را از یک روز تا سی و پنج سال در زندان می مانند . البته در دوره های کوتاهی هم زندان به تصرف زندانیان در می آید و به منطقه آزاد شده ای بدل می شود که رژیم در آن هیچ حاکمتی ندارد. مثل سالهای پنجاه تا پنجاه و سه و سال پنجاه و نه و نیمه اول سال شصت .

در دوره ای هم که من زندانی بوده ام شرایط و دوره های مختلفی وجود داشت که برخی از نظر شکل و محتوا تفاوتی با دوره های گذشته نداشت و برخی دوره ها هم ازنظر محتوا و روشهای بکاررفته منحصر بفرد بوده است . تلاش می کنم در بیان یاد مانده هایم بیشتر به مواردی به پردازم که بنظرم متفاوت می آید یا ذکر آن نکته ای را روشن می نماید. و اینکه بیشتر به درون و شخصیت زندانی و اثرات زندان بر آن به پردازم و روشهای سرکوب و درهم شکستن شخصیت زندانیان را تشریح نمایم تا شاید این آگاهی کمکی ، هرچند اندک ، باشد برای روشن شدن اذهان و ریشه کنی این روشها و التیام زخمها.
این نوشته فاقد نظم زمانی و تسلسل منطقی است و ازهر دری و بصورت تداعی بیان میشود و حالت یکپارچه ندارد. برای اینکه " من " محور این خاطرات نیستم . من یک راوی هستم که از قضای روزگار در این شرایط قرار گرفته ام . روایتی که اغلب بسیار تلخ و گزنده است . روایت شکستن شخصیت انسان سخت ترین روایت هاست ، روایت زخمهای عمیق ، روایت تسلیم و روایت مقاومت برای حفظ جسم خود و شخصیت خود.

هیچ نظری موجود نیست: